تبليغاتX
ندای شیرین
ادبی هنری عرفانی
 

برای باران

باران !‌ سرود دیگری سر کن
من نیز می دانم که در این سوگ
یاران را
یارای خاموشی گزیدن نیست
 اما تو می دانی که در این شب....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 2:40  توسط وحید  | 

                                         

                                                  فال قهوه

زن

نشست

با چشماني نگران

به فنجان واژگونه ام نگريست.

گفت:

پسرم!

غمگين مباش

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 0:51  توسط وحید  | 

 

       صادق هدايت               صادق هدایت

  این داستان در سال ۱۳۱۲و در کتاب سایه روشن که مشتمل بر داستان های: س.گ.ل.ل - زنی که مردش را گم کرد- عروسک پشت پرده- پدران ادم- اخرین لبخند- شب های ورامین و افرینگان است به چاپ رسیده است.                           

تعطيل تابستان شروع شده بود. در دالان ليسه پسرانه لوهاور شاگردان شبان هروزي چمدان بدست، سوت زنان و . . . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 15:13  توسط وحید  | 

 

 

 

در مقدم بهار ؛

رفتیم و

        کوچه باغ های تجربه را د ید یم .

و پا به پای شاپرکان شاد

در جذ به سماع نسیم و برگ

یا هو زنان 

 به هلهله رقصید یم .

مستانه تا کرانه شب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 0:14  توسط وحید  | 

 

درون قریه فکرت

گذشته ها       

   به خداحافظی کشید و. ...                                   .

                               گذشت .

ز دشت و وادی حیرت ؛

               به منزل فکرت

به جستجوی فراغت ؛

به شهر آرامش

سفر چه طول کشید

صدای پای سکوت از کرانه می آید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 0:47  توسط وحید  | 

سه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است که آنرا را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن، زخمه می‌زنند.

                 

 ان سه تاری که مرا همروح شد                    کو ز ناخن سینه اش مجروح شد

سه‌تار و انواع سازهای شبیه به‌آن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشته‌است. به نظر می‌رسد که سه‌تار از قرن چهارم رواج داشته‌است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 16:1  توسط وحید  | 

ترا من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ " تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
ترا من چشم در راهم.

شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم.

(نیما یوشیج)

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 3:30  توسط وحید  | 

شیرین

انکه ازمراسم تدفین افتاب

خیل ستارگان همه بار امدند و باز

ظلمت چو جامه ی سیمی شد بروی شهر

شیرین صدای کوس سواران همسرت

از قانقین تا قلب الوند

در ذهن من چو شط زمان جاری شد

شیرین نگاه کن . . . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 17:6  توسط وحید  | 

پرستش

ای شب به پاس صحبت دیرین خدای را

با او بگو حکایت شب زنده داریم

با او بگو که چه می کشم از درد اشتیاق

شاید وفا کند بشتابد به یاریم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 16:43  توسط وحید  | 

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم خیام در نیشابورمتولد شد خیام به واسطه جامعیت علمی که دارد مورد احترام قرار می گیرد

او تنها شاعر نیست بلکه حکیم و طبیب است دانشمند و ادیب است فیلسوف و منجم است مورد توجه سلطان سلجوقی قرار می گیرد تقویم را اصلاح

می کند مامور رصد میشود

شهرت او بیشتر به خاطر رباعیات اوست که حالت حکیمانه و عرفانی دارد وساده و روان است جهان را با عقل وحس خود در می یابد

رباعیات خیام به زبان های زنده دنیا ترجمه شده اندو اولین بارتوسط فیتز جرالد به زبان انگلیسی ترجمه شد

خیام در سال پانصدوهفده هجری قمری درنیم فرسنگی نیشابوربه خاک سپرده شد

 

 

این قافله عمر عجب می گذرد

دریاب دمی که از طرب می گذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری

در ده قدح باده که شب می گذرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 17:57  توسط وحید  |