برای باران
باران ! سرود دیگری سر کن
من نیز می دانم که در این سوگ
یاران را
یارای خاموشی گزیدن نیست
اما تو می دانی که در این شب....
صادق هدايت 
این داستان در سال ۱۳۱۲و در کتاب سایه روشن که مشتمل بر داستان های: س.گ.ل.ل - زنی که مردش را گم کرد- عروسک پشت پرده- پدران ادم- اخرین لبخند- شب های ورامین و افرینگان است به چاپ رسیده است.
تعطيل تابستان شروع شده بود
. در دالان ليسه پسرانه لوهاور شاگردان شبان هروزي چمدان بدست، سوت زنان و . . . . .
در مقدم بهار ؛
رفتیم و
کوچه باغ های تجربه را د ید یم .
و پا به پای شاپرکان شاد
در جذ به سماع نسیم و برگ
یا هو زنان
به هلهله رقصید یم .
مستانه تا کرانه شب
درون قریه فکرت
گذشته ها
به خداحافظی کشید و. ... .
گذشت .
ز دشت و وادی حیرت ؛
به منزل فکرت
به جستجوی فراغت ؛
به شهر آرامش
سفر چه طول کشید
صدای پای سکوت از کرانه می آید

ان سه تاری که مرا همروح شد کو ز ناخن سینه اش مجروح شد
سهتار و انواع سازهای شبیه بهآن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشتهاست. به نظر میرسد که سهتار از قرن چهارم رواج داشتهاست.
شیرین
انکه ازمراسم تدفین افتاب
خیل ستارگان همه بار امدند و باز
ظلمت چو جامه ی سیمی شد بروی شهر
شیرین صدای کوس سواران همسرت
از قانقین تا قلب الوند
در ذهن من چو شط زمان جاری شد
شیرین نگاه کن . . . . .
پرستش
ای شب به پاس صحبت دیرین خدای را
با او بگو حکایت شب زنده داریم
با او بگو که چه می کشم از درد اشتیاق
شاید وفا کند بشتابد به یاریم
حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم خیام در نیشابورمتولد شد خیام به واسطه جامعیت علمی که دارد مورد احترام قرار می گیرد
او تنها شاعر نیست بلکه حکیم و طبیب است دانشمند و ادیب است فیلسوف و منجم است مورد توجه سلطان سلجوقی قرار می گیرد تقویم را اصلاح
می کند مامور رصد میشود
شهرت او بیشتر به خاطر رباعیات اوست که حالت حکیمانه و عرفانی دارد وساده و روان است جهان را با عقل وحس خود در می یابد
رباعیات خیام به زبان های زنده دنیا ترجمه شده اندو اولین بارتوسط فیتز جرالد به زبان انگلیسی ترجمه شد
خیام در سال پانصدوهفده هجری قمری درنیم فرسنگی نیشابوربه خاک سپرده شد
این قافله عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که از طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
در ده قدح باده که شب می گذرد